پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸

حی و قیوم و قدیم لم یزل

هر کسی را داده چیزی از ازل

مالک ملک است و ما مملوک او

ملک او باشد همیشه بی خلل

با جلالش عقل عاقل بی محال

با کمالش علم عالم در وحل

کل شیئی هالک الا وجهه

خوش بخوان نص کلام لم یزل

چیست عالم با وجود حضرتش

سایه و خورشید باشد فی المثل

مشکل حال است و حل مشکلات

حل این مشکل نوشتم خوش بحل

عقل اول علت اولی بود

خالق او حضرت او بی علل

نور او بیند به نور روی او

دیدهٔ روشن که باشد بی سبل

ایکه می پرسی محل او کجاست

از عطای او محل دارد محل

هرکه جان داد و هوای او ستد

نزد ابد الان بود نعم البدل

قابلیت بنده را از فیض اوست

شد قبول حضرت او زان قبل

از مفصل یافتم سر قدر

خوانم از لوح قضا شر جمل

دولت جاوید از او در بندگیست

این چنین فرموده اند اهل دول

هر که حق را ماند و باطل را گرفت

همچو انعامی بود بل هُم اضَل

نعمت الله زنده جاوید شد

از عطای او و فارغ از اجل

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰دُرد دردش خورده ام تا صاف درمان یافتم
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ (مهدی نامه)آینده از پیش نوشته نشده و امروزیان فردا را می‌سازند. دوستانی که به امید آگاهی از آنچه در آینده روی می‌دهد اینجا آمده‌اند از اینجا دست خالی باز می‌گردند. این که شنیده‌های ما حاکی از نام برده شدن اشخاص و دوره‌های تاریخی در یک متن باشد و آن را در عصر انفجار
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲گفتیم خدای هر دو عالم
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳عاشقانه گر بیابی جام جم
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴سالها در سفر به سر گشتیم
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵در راه خدا بسی دویدیم
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶دم به دم دم از ولای مرتضی باید زدن
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ای دل ار عاشقی بیا از جان
همه‌ی قصاید ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.