پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶

بیا ای مومن صادق بگو صلوات پیغمبر

اگر از جان شدی عاشق بگو صلوات پیغمبر

دل خود را منور کن جهانی پر ز عنبر کن

دهان پر شهد و شکر کن بگو صلوات پیغمبر

اگر تو امت اوئی رضای او به جان جوئی

چو ما شاید اگر گوئی بگو صلوات پیغمبر

خرد بویش به جان بوید ملک مهرش به دل جوید

خدا صلوات او گوید بگو صلوات پیغمبر

به عرش و فرش ، انس و جان دعای او کنند از جان

کریمانه تو در کرمان بگو صلوات پیغمبر

ز آتش گر امان خواهی حیات جاودان خواهی

بهشت و حوریان خواهی بگو صلوات پیغمبر

بیا و بندهٔ شه شو حریف نعمت الله شو

ز حال خویش آگه شو بگو صلوات پیغمبر

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸حی و قیوم و قدیم لم یزل
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹عیسی گردون نشین تابع تو در ازل
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰دُرد دردش خورده ام تا صاف درمان یافتم
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ (مهدی نامه)آینده از پیش نوشته نشده و امروزیان فردا را می‌سازند. دوستانی که به امید آگاهی از آنچه در آینده روی می‌دهد اینجا آمده‌اند از اینجا دست خالی باز می‌گردند. این که شنیده‌های ما حاکی از نام برده شدن اشخاص و دوره‌های تاریخی در یک متن باشد و آن را در عصر انفجار
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲گفتیم خدای هر دو عالم
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳عاشقانه گر بیابی جام جم
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴سالها در سفر به سر گشتیم
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵در راه خدا بسی دویدیم
همه‌ی قصاید ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.