پرش به محتوای اصلی
شیخ محمود شبستری شیخ محمود شبستری

فصل سوم

بخش ۱ - الفصل الثّالث فی تنزیه ذاته تعالی و تقدّس علم الیقین

ذات حق در جهات می​ناید

کم نگردد ز هیچ و نفزاید

متبرا ز چند و چون ذاتش

وز مقولات ده برون ذاتش

چون به موضوع در نمی​آید

گفت جوهر ورا کجا شاید

جای خواهد همیشه هر جوهر

عرض است حال باز در جوهر

آنکه را جای نیست نبود حال

عرض و جوهری بدوست محال

هیچ حادث در او نگردد حال

عرضیت بر او گزاف و محال

کم و کیف و متی و اَیْن و مضاف

وضع و فعل، انفعال، ملک گزاف

دانش آفریده نیست محیط

به کمالش چه مردم و چه بسیط

نکند وصف او عبارت ما

نرسد سوی او اشارت ما

«لیس» را با «کمثله» برخوان

معنی آن قوی کن از برهان

نه به کس نه کسی بدو ماند

صفت ذات او هم او داند

«لایحیطون» از این بیان کرده است

بی​نشانی از او نشان کرده است

ادامه‌ی فصل سوم

  1. بخش ۳ - حق الیقیندر مقامی که عشق همخانه است
  2. بخش ۴ - النصیحةچند در نفی دیگران پیچی
  3. بخش ۵ - حکایتمگر از شبلی آن یکی پرسید
  4. بخش ۶ - حکایتدید بابا حسن ز رنج وفات
  5. بخش ۷ - الضلال المبین الفرقة الاولیاهل تشبیه نحس یاوه درای
  6. بخش ۸ - حکایتابلهی را چه گفت نرادی
  7. بخش ۹ - المنشأقول تشبیه اولاً ز یهود
  8. بخش ۱۰ - الفرقة الثانیةمتکلم به ذات گفت چو ماست
همه‌ی فصل سوم ←

شیخ محمود شبستری درباره‌ی شیخ محمود شبستری

سعدالدّین محمود بن امین‌الدّین عبدالکریم بن یحیی شبستری (معروف به شیخ محمود شبستری) یکی از عارفان و شاعران سدهٔ هشتم هجریست. سال تولّد او را گوناگون و از جمله ۶۸۷ ه.ق. دانسته‌اند. محل تولّد این عارف نام‌آور قصبهٔ شبستر در نزدیکی شهر تبریز است. او در سال ۷۲۰ ه.ق. در سنّ ۳۳ سالگی وفات یافته و در زادگاهش شبستر مدفون است....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.