پرش به محتوای اصلی
شیخ محمود شبستری شیخ محمود شبستری

فصل سوم

بخش ۵ - حکایت

مگر از شبلی آن یکی پرسید

چون ورا دید مرد دانش و دید

که من العارف؟ او به لفظ عرب

گفت: فی الحال هاهنا، فذهب

مرد ره را چه جای استادن

هر دمش مردنی است در زادن

جان که نبود بدین حیات گرو

هر زمان مرد و زنده گشت ز نو

هرکه در زندگی خویش نمرد

جز به اکراه جان به حق نسپرد

ادامه‌ی فصل سوم

  1. بخش ۷ - الضلال المبین الفرقة الاولیاهل تشبیه نحس یاوه درای
  2. بخش ۸ - حکایتابلهی را چه گفت نرادی
  3. بخش ۹ - المنشأقول تشبیه اولاً ز یهود
  4. بخش ۱۰ - الفرقة الثانیةمتکلم به ذات گفت چو ماست
  5. بخش ۱۱ - الفرقة الثالثةاز نصارا چو صوفیان فضول
  6. بخش ۱۲ - حکایتخانۀ زال داشت یک روزن
  7. بخش ۱۳ - حکایتنقل دارم از حجة الاسلام
همه‌ی فصل سوم ←

شیخ محمود شبستری درباره‌ی شیخ محمود شبستری

سعدالدّین محمود بن امین‌الدّین عبدالکریم بن یحیی شبستری (معروف به شیخ محمود شبستری) یکی از عارفان و شاعران سدهٔ هشتم هجریست. سال تولّد او را گوناگون و از جمله ۶۸۷ ه.ق. دانسته‌اند. محل تولّد این عارف نام‌آور قصبهٔ شبستر در نزدیکی شهر تبریز است. او در سال ۷۲۰ ه.ق. در سنّ ۳۳ سالگی وفات یافته و در زادگاهش شبستر مدفون است....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.