پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۹

آن خداوندی که عالم آن اوست

جسم و جان در قبضهٔ فرمان اوست

سوره حمد و ثنای او بخوان

کآیت عز و علا در شأن اوست

گر ز دست دیگری نعمت خوری

شکر او می کن که نعمت آن اوست

بر زمین هر ذرهٔ خاکی که هست

آب خورد فیض چون باران اوست

از عطای او بایمان شد عزیز

جان چون یوسف که تن زندان اوست

بر من و بر تو اگر رحمت کند

این نه استحقاق ما، احسان اوست

از جهان کمتر ثناگوی ویست

سیف فرغانی که این دیوان اوست

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۱اندرین دوران مجو راحت که کس آسوده نیست
  2. شمارهٔ ۱۲که کرد در عسل عشق آن نگار انگشت
  3. شمارهٔ ۱۳اگر دولت همی خواهی مکن تقصیر در طاعت
  4. شمارهٔ ۱۴درین دور احسان نخواهیم یافت
  5. شمارهٔ ۱۵ایا رونده که عمر تو در تمنا رفت
  6. شمارهٔ ۱۶ - و کتب الیه ایضادلم از کار این جهان بگرفت
  7. شمارهٔ ۱۷ترا که از پی دنیا ز دل غم دین رفت
  8. شمارهٔ ۱۸وصف حسنش نمی توانم گفت
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.