پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۱

اندرین دوران مجو راحت که کس آسوده نیست

طبع شادی جوی از غم یکنفس آسوده نیست

در زمان ناکسان آسوده هم ناکس بود

ناکسی نتوان شدن گر چند کس آسوده نیست

هرچه در دنیا وجودی دارد ار خود ذره است

از خلاف ضد خود او نیز بس آسوده نیست

گرچه خاکش در پناه خویشتن گیرد چو آب

زآتش ار ایمن بود از باد خس آسوده نیست

اندرین دوران که خلقی پایمال محنت اند

گر کسی دارد بنعمت دست رس آسوده نیست

آدمی تلخ عیش از ظالمان ترش روی

همچو شیرینی زابرام مگس آسوده نیست

گرچه در زیر اسب دارد چون کسی بالای اوست

چون خران بارکش زین بر فرس آسوده نیست

از برای آنکه مردم اندرو شر می کنند

شب ز بیم روز چون دزدان عسس آسوده نیست

مرغ کورا جای اندر باغ باشد چون درخت

گر بگیری ور بداری در قفس آسوده نیست

از پی تحصیل آسایش مبر بسیار رنج

هر که او دارد بآسایش هوس آسوده نیست

سیف فرغانی برنجست از فراق دوستان

بی جمال مصطفی روح انس آسوده نیست

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۳اگر دولت همی خواهی مکن تقصیر در طاعت
  2. شمارهٔ ۱۴درین دور احسان نخواهیم یافت
  3. شمارهٔ ۱۵ایا رونده که عمر تو در تمنا رفت
  4. شمارهٔ ۱۶ - و کتب الیه ایضادلم از کار این جهان بگرفت
  5. شمارهٔ ۱۷ترا که از پی دنیا ز دل غم دین رفت
  6. شمارهٔ ۱۸وصف حسنش نمی توانم گفت
  7. شمارهٔ ۱۹ای که ز من میکنی سؤال حقیقت
  8. شمارهٔ ۲۰ای مرد فقر، هست ترا خرقهٔ تو تاج
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.