پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۸

دنیا که من و ترا مکانست

بنگر که چه تیره خاکدانست

پرکژدم و پر ز مار گوری

از بهر عذاب زندگانست

هر زنده که اندروست امروز

در حسرت حال مردگانست

جاییست که اندرو کسی را

نی راحت تن {نه} انس جانست

در وی که چو خرمنت بکوبند

گردانه بکه خری گرانست

بیدار درو نیافت بالش

کین بستر از آن خفتگانست

این دنیی دون چو گوسپند است

کش دنبه چو پاچه استخوانست

زهریست هزار شاه کشته

مغزش که دراستخوان نهانست

در وی که شفا نیافت رنجور

پیوسته صحیح ناتوانست

از بهر خلاص تو درین حبس

کندر خطری و جای آنست

دست تو گسسته ریسمانیست

پای تو شکسته نردبانست

نوشش سبب هزار نیش است

سودش همه مایهٔ زیانست

ناایمن و خوار در وی امروز

آنکس که عزیز انس و جانست

چون صید که در پِیش سگانند

چون کلب که در پی کسانست

هر چند که خواجه ظالمانرا

همواره چو گربه گرد خوانست

چون سگ شکمش نمی شود سیر

با آنکه چو سفره پر زنانست

آنکس که چو سیف طالبش را

دیوانه شمرد عاقل آنست

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۰ای که در صورت خوب تو جمال معنیست
  2. شمارهٔ ۱۱اندرین دوران مجو راحت که کس آسوده نیست
  3. شمارهٔ ۱۲که کرد در عسل عشق آن نگار انگشت
  4. شمارهٔ ۱۳اگر دولت همی خواهی مکن تقصیر در طاعت
  5. شمارهٔ ۱۴درین دور احسان نخواهیم یافت
  6. شمارهٔ ۱۵ایا رونده که عمر تو در تمنا رفت
  7. شمارهٔ ۱۶ - و کتب الیه ایضادلم از کار این جهان بگرفت
  8. شمارهٔ ۱۷ترا که از پی دنیا ز دل غم دین رفت
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.