پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۴

چه خواهد کرد با شاهان ندانم

که با چون من گدایی عشقت این کرد

از اول مهربانی کرد و آنگاه

چو با او مهر ورزیدیم کین کرد

گدایی بر سر کویت نشسته

برفتن آسمانها را زمین کرد

چو اسبان کرهٔ تند فلک را

سر اندر زیر پای آورد و زین کرد

ز ما هرگز نیاید کار ایشان

چنان مردان توانند این چنین کرد

نه صاحب طبع را عاشق توان ساخت

نه شیطان را توان روح الامین کرد

کسی کز غیر تو دامن بیفشاند

کلید دولت اندر آستین کرد

تویی ختم نکویان و ز لعلت

نکویی خاتم خود را نگین کرد

چو از تو سیف فرغانی سخن راند

همه آفاق پر درّ ثمین کرد

غمت را طبع او زینسان سخن ساخت

که گل را نحل داند انگبین کرد

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۶گر کسی از نعمت این منعمان ادرار خورد
  2. شمارهٔ ۲۷ - قطعهآتش است آب دیدهٔ مظلوم
  3. شمارهٔ ۲۸دین و دولت قرین یکدگرند
  4. شمارهٔ ۲۹طبیب جان بود آن دل که او را درد دین باشد
  5. شمارهٔ ۳۰اگر تو توبه کنی کافری مسلمان شد
  6. شمارهٔ ۳۱آن یار کز مشاهدهٔ یار باز ماند
  7. شمارهٔ ۳۲زنده نبود آن دلی کز عشق جانان باز ماند
  8. شمارهٔ ۳۳خسروا خلق در ضمان تواند
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.