پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

ای کرده به عشق تو دل پرورش جان‌ها

گردون چو رخت ماهی نادیده به دوران‌ها

آن را که چو تو سروی در خانه بود دایم

از بی‌خبری باشد رفتن سوی بستان‌ها

آن را که گل رویش زردی ز غمت گیرد

خاک قدمش باشد سرسبزی ریحان‌ها

زانگشت خیال تو چون نقش پذیرفتم

از دست دلم یک یک چون رنگ برفت آن‌ها

از رنگ تو و بویت در گل اثری دیدست

بلبل که نمی‌آید بیرون ز گلستان‌ها

بهر من دل‌خسته ای ترک کمان‌ابرو

تیر مژه را کردی سرتیز چو پیکان‌ها

ای زلف تو چون چوگان بیم است که از دستت

چون کوی به سر گردم گرد همه میدان‌ها

گفتم به وفا با تو عهدی بکنم لیکن

از سخت‌دلی سستی اندر همه پیمان‌ها

از آرزوی رویت بود آنکه ز بهر گل

وقتی طرف خاطر می‌رفت به بستان‌ها

تو در حرم دل‌ها ساکن شده‌ای وآنگه

سیف از هوس کعبه پیموده بیابان‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷روزی آن روی چو خورشید و بر و خال چو شب
  2. شمارهٔ ۳۸ای خجل از روی خوبت آفتاب
  3. شمارهٔ ۳۹ای خطت سلسله یی بر قمر از عنبر ناب
  4. شمارهٔ ۴۰ای پستهٔ دهانت شیرین و انگبین لب
  5. شمارهٔ ۴۱ایا چوحسن بمعنی نکو بصورت خوب
  6. شمارهٔ ۴۲ای گلستان حسن ترا بنده عندلیب
  7. شمارهٔ ۴۳طوطی خجل فرو ماند از بلبل زبانت
  8. شمارهٔ ۴۴ای چو فرهاد دلم عاشق شیرین لبت
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.