پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

روزی آن روی چو خورشید و بر و خال چو شب

دیدم و عشق مرا با تو همین بود سبب

زین پس از پیش تو کوته نکنم دست نیاز

زین پس از کوی تو بیرون ننهم پای طلب

گوشه‌ای از سر کوی تو قصور فردوس

نیمه‌ای از مه روی تو هلال غبغب

دیدن تو ببرد قاعده غم از دل

بوسه تو بنهد خاصیت جان در لب

در دهان گیر لب خویش دمی تا بینی

ذوق صد تنگ شکر جمع شده در دو رطب

روی تو با خط مشکین تو می دانی چیست

آفتابیست (و) بر (هر) طرفش نیمه شب

بر سرم عشق تو مالید شبی دست قبول

در دلم مطرب اندوه تو زد چنگ طرب

در جهان دلم ای ترک سیه چشم گذشت

غارت هندوی زلف تو ز یغمای عرب

سیف فرغانی در حضرت جانان دایم

خامشی غیر ادب دان و سخن ترک ادب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹ای خطت سلسله یی بر قمر از عنبر ناب
  2. شمارهٔ ۴۰ای پستهٔ دهانت شیرین و انگبین لب
  3. شمارهٔ ۴۱ایا چوحسن بمعنی نکو بصورت خوب
  4. شمارهٔ ۴۲ای گلستان حسن ترا بنده عندلیب
  5. شمارهٔ ۴۳طوطی خجل فرو ماند از بلبل زبانت
  6. شمارهٔ ۴۴ای چو فرهاد دلم عاشق شیرین لبت
  7. شمارهٔ ۴۵چو حسن روی تو آوازه در جهان انداخت
  8. شمارهٔ ۴۶ای که شاهان جهانند گدایان درت
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.