پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الرّابع: فی صفة العقل و احواله وافعاله و غایة عنایته و سبب وجوده

بخش ۴ - در شرف نفس و عقل

پدر و مادر جهان لطیف

نفس گویا شناس و عقل شریف

زین دو جفت شریف طاق مباش

واندرین هر دو اصل عاق مباش

بندگی کن همیشه ایشان را

مده از دست در پریشان را

گرشان بعد امر بپرستند

این دو گوهر سزای آن هستند

پدر و مادری که نازارند

حکما عقل و نفس را دارند

مایه بخش سپهر و ارکانند

پیشکاران عالم جانند

سبب جسمت این دو جسمانیست

علت روحت آن دو روحانیست

آن دوت از آرزو سپرده به خاک

وآن دوت از قدر برده بر افلاک

حق آن دو شریف را بگذار

حق این هر دو هم فرو مگذار

وانکه در راهِ کعبه از سرِ داد

اشتر این داد اگرت زاد آن داد

خرد از تو تویی برد جاوید

آب را در هوا کشد خورشید

خرد آمد مشاطهٔ جانت

خرد آمد چراغ ایمانت

حقّهٔ حق دراین جهان خردست

سر به مُهرست و پایدار خودست

عقل در کارگاه کن‌فیکون

از پی جلوهٔ قرار و سکون

در ازل چون حدیث با خود راند

تا ابد همچو کرم پیله بماند

سوی بازار دین چو جستی راه

رستی ار جستی از ملامت گاه

از کژی دور باش و کاژ مباش

چون نه‌ای عود خیره ناژ مباش

که کژی نفس عشوه آگین راست

راستی عقل عافیت بین راست

خرد از بد ترا نجات دهد

خرد از دوزخت برات دهد

جاهلی کفر و عاقلی دین است

عیب‌جو آن و غیب‌گو این است

کشد این را هوا سوی سجین

برد آنرا خرد به علّیّین

منگر آن تات بد چه فرماید

آن نگر کت خرد چه فرماید

کند ار عاقلت به حق در خشم

به از آن کت ببندد ابله چشم

همه کار تو باد با عقلا

دور بادی ز صحبت جهلا

ادامه‌ی الباب الرّابع: فی صفة العقل و احواله وافعاله و غایة عنایته و سبب وجوده

  1. بخش ۶ - در نفس کلّی و پیوستن به عقل و معرفت گویددر عبارت کتاب مسطورست
  2. بخش ۷ - در روح حیوانی گویدبعد ازان سالکان چو بشتابند
  3. بخش ۸ - اندر کمال عقلچار طبعش مرید و او پیر است
  4. بخش ۹ - اندر عزّت عقلعزّتِ عقل هست سوی روان
  5. بخش ۱۰ - اندر جمال عقلسبب امت و رسولی او
  6. بخش ۱۱ - در آفرینش جهاناز برای تناهی اندر کرد
  7. بخش ۱۲ - اندر مراتب عقلهست اعضا چو شهر و پیشه‌وران
  8. بخش ۱۳ - در ذکر قوای حاسّه و حافظهنفس کو مر ترا چو جان دارست
همه‌ی الباب الرّابع: فی صفة العقل و احواله وافعاله و غایة عنایته و سبب وجوده ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.