پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الرّابع: فی صفة العقل و احواله وافعاله و غایة عنایته و سبب وجوده

بخش ۷ - در روح حیوانی گوید

بعد ازان سالکان چو بشتابند

علم حق در حدیث او یابند

زانکه با علم صورت و صفتست

فکرتش بیشتر ز معرفتست

در بهار ار نه عدل وی بودی

با گل و با گلاب کی بودی

عقل همچون بهار دلجویست

کاب فرزانگیش در جویست

بال برنا نشاط زن باشد

صبح اول دروغ زن باشد

شب برنایی از فطیر بود

پیر چون صبح مستطیر بود

هست در خانقاه ربانی

بر سرِ شارع مسلمانی

از برای سرور سرو سهی

نه ز راه بدی ز روی بهی

ادامه‌ی الباب الرّابع: فی صفة العقل و احواله وافعاله و غایة عنایته و سبب وجوده

  1. بخش ۹ - اندر عزّت عقلعزّتِ عقل هست سوی روان
  2. بخش ۱۰ - اندر جمال عقلسبب امت و رسولی او
  3. بخش ۱۱ - در آفرینش جهاناز برای تناهی اندر کرد
  4. بخش ۱۲ - اندر مراتب عقلهست اعضا چو شهر و پیشه‌وران
  5. بخش ۱۳ - در ذکر قوای حاسّه و حافظهنفس کو مر ترا چو جان دارست
  6. بخش ۱۴ - اندر جمع بین عقل و شرععقل چشم و پیمبری نورست
همه‌ی الباب الرّابع: فی صفة العقل و احواله وافعاله و غایة عنایته و سبب وجوده ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.