پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران

بخش ۲ - اندر بدایت کمال نبوّت

آدم و آنکه شمّت جان داشت

پای دامانش بر گریبان داشت

آدم از مادر عدم زاده

او چراغی بدو فرستاده

غیب یزدان نهاده در دل او

آب حیوان سرشته در گِل او

دیدهٔ او به گاه منزل خواب

تا سوی عرش برگرفته نقاب

جان او بوده در طریقت حق

گوهر حضرت حقیقت حق

دیده از چشم دل به نور احد

از دریچهٔ ازل سرای ابد

کرده از بر به مکتب مردی

سورتِ سیرتِ جوانمردی

من نگویم که غیب‌دان بُد او

گرچه از چشمها نهان بُد او

غیب‌دان در مشیمهٔ کن و فکان

نیست جز خالق زمین و زمان

نه زبانش به وقت نشر حکم

گفت لو تعلمون ما اعلم

زانکه بنمود حق به جان و دلش

رمزهای حقیقت ازلش

رفته از اقتداش تا عیّوق

زشت و نیکو و لاحق و مسبوق

پادشا بر جهان آدم اوست

راهبر سوی ملک اعظم اوست

طینتش زینتِ جهان آمد

ساحتش راحتِ روان آمد

چون زبان را به نامه کرد روان

تا شود کسری آرمیده روان

به شقاوت چو رشد کرد رها

از سعادت به غی بماند جدا

چونکه عینش فتاد بر عنوان

زهر شد نوش جان نوشروان

شرع او چون نشست بر عیّوق

شد گسسته عنان عزّ یعوق

شد ز تابش نشانهٔ کسری

سر ایوان طارم کسری

پای کوبان عروس عشق ازل

سرنگون اوفتاده لات و هبل

داده دادش همه خلایق را

عزّ معشوق و ذلّ عاشق را

ملک تن را خرابی از کینش

ملک جان را عمارت از دینش

جزع و لعلش ز بهر عزّ و شرف

گوشها کرده همچو گوش صدف

روز تا روشنست و شب سیهست

زلف و رویش شفیع هر گنهست

از پی زقّه دادن از لب او

وز پی زادگان مَرکب او

وز پی صورت و دل و جانش

پیش حکم خطاب و فرمانش

عقل کل بوده در دبستانش

نفس کل گاهواره جنبانش

جوهر این سرای را عرض او

لیک عرض بهشت را غرض او

دیو را بوده روز بدر و حنین

صورتش سورهٔ معوّذتین

ادامه‌ی الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران

  1. بخش ۴ - در ذکر آنکه پیغمبر ما رحمةً للعالمین استزحمت آب و گِل در این عالم
  2. بخش ۵ - در صفت معراجشبر نهاده ز بهر تاج قدم
  3. بخش ۶ - ذکر تفضیل پیغمبر ما علیه‌السّلام بر سایر انبیاءاز همه انبیا چو بخشش رب
  4. بخش ۷ - فی اتباعه صلوات الله علیهخرد و جام او به هر دو سرای
  5. بخش ۸ - اندر گشادن دل ویسینهٔ او گشاد روح نخست
  6. بخش ۹ - ذکر تفضیلشنور کز خلق او مؤثّر شد
  7. بخش ۱۰ - در تفسیر وما ارسلناک الّا رحمة‌للعالمینچون تو بیماری از هوا و هوس
  8. بخش ۱۱ - اندر درود دادن بر او و آل او صلّی‌الله علیه‌وسلّمتا به حشر ای دل ار ثنا گفتی
همه‌ی الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.