پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران

بخش ۱ - اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران

خیرالکلام بعد کلام الملک العلّام فضیلة محمّدالنّبی المختار علیه‌السّلام، قال‌الله تعالی: انّ‌الله و ملائکته یصلّون علی النّبی یا ایهاالذین آمنوا صلواة علیه و سلموا تسلیما، و قال ایضا: انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا و داعیا الی‌الله باذنه و سراجا و منیرا، و قال‌الله تعالی: و ما ارسلناک الّا رحمة للعالمین، و قال النبی علیه‌السلام: انّا اوّل الانبیاء خلقا و آخرهم بعثا، و قال علیه‌السّلام: انا خاتم الانبیاء و لانبیّ بعدی و قال علیه‌السّلام: کنت نبیّا و ادم بین‌الماء والطین، و قال صلّی‌الله علیه و سلم حکایة عن‌الله سبحانه و تعالی انّه قال عزّوجل خطاباً له: لولاک لما خلقت الافلاک، و قال علیه‌السّلام انا سیّد ولد آدم ولافخر، و آدم و من دونه تحت لوائی یوم‌القیمة ولافخر.

احمدِِ مرسل آن چراغ جهان

رحمت عالم آشکار و نهان

آمد اندر جهان جان هرکس

جان جانها محمّد آمد و بس

تا بخندید بر سپهر جلی

آفتابِ سعادتِ ازلی

نامد اندر سراسر آفاق

پای مردی چنوی بر میثاق

آن سپهرش چه بارگاه ازل

آفتابش که احمدِ مرسل

آدمی زنده‌اند از جانش

انبیا گشته‌اند مهمانش

شرع او را فلک مسلّم کرد

خانه بر بام چرخ اعظم کرد

اندر آمد به بارگاه خدای

دامن خواجگی کشان در پای

پیش او سجده کرده عالم دون

زنده گشته چو مسجد ذوالنون

زبدهٔ جانِ پاکِ آدم ازو

معنی بکر لفظ محکم ازو

جان عاقل جهان بدو دیده

زانش بر جان خویش بگزیده

انبیا ریخته هم از زر اوی

هرچه‌شان نقد بود بر سرِ اوی

تا شب نیست صبح هستی زاد

آفتابی چون او ندارد یار

همه شاگرد و او مدرسشان

همه مزدور و او مهندسشان

او سری بود و عقل گردن او

او دلی بود و انبیا تن او

دل کند جسم را به آسانی

میزبانی به روح حیوانی

کوشکش در ولایت تقدیس

صحن او بام خانهٔ ادریس

آستانِ درش به روضهٔ انس

بوده بستان روح روح‌القدس

کرده با شاه پرِّ طاوسی

جلوه در بوستان قدوسی

جان او خوانده پیش از آمد رق

ابجد لم یزل ز تختهٔ حق

سِرّ او سورهٔ وقا خوانده

دل او مرکب صفا رانده

گوی بربوده دست منقبتش

پای بر سر نهاده مرتبتش

عالم جزو را نظام بدو

غرض نفس کل تمام بدو

قدمش را ازل بپیموده

بودهٔ کلِّ کون و نابوده

داده اِشراف بر همه عالم

مر ورا کردگار لوح و قلم

قدمش در ازل نفرسودست

ندمش در ابد نیاسودست

علم او میزبان عالم داد

شرع او شحنهٔ خدای آباد

آمد از رب سوی زمین عرب

چشمهٔ زندگانی اندر لب

هم عرب هم عجم مسخّر او

لقمه خواهان رحمتِ درِ او

قابلی چون عتیقش اندر بر

قاتلی همچو حیدرش بر در

فیض فضل خدای دایهٔ او

فرّ پِرّ همای سایهٔ او

چرخ پر چشم همچونرگس تر

عقل پر گوش همچو سیسنبر

جان او دیده ز آسمان قِدم

زادنِ عقل و آدم و عالم

بلکه از عقل بیشتر دل او

دیده صنع خدای در گِل او

گفته او را به وقت وحی و وجل

جبرئیل امین که لاتعجل

بوده چون نقش صورت خویشش

ماجراهای غیب در پیشش

هست کرده ز لطف و نور گُلشن

شرق و غرب ازل درون دلش

ادامه‌ی الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران

  1. بخش ۳ - اندر کرامت نبوّتگر ملک دیو شد گه آدم
  2. بخش ۴ - در ذکر آنکه پیغمبر ما رحمةً للعالمین استزحمت آب و گِل در این عالم
  3. بخش ۵ - در صفت معراجشبر نهاده ز بهر تاج قدم
  4. بخش ۶ - ذکر تفضیل پیغمبر ما علیه‌السّلام بر سایر انبیاءاز همه انبیا چو بخشش رب
  5. بخش ۷ - فی اتباعه صلوات الله علیهخرد و جام او به هر دو سرای
  6. بخش ۸ - اندر گشادن دل ویسینهٔ او گشاد روح نخست
  7. بخش ۹ - ذکر تفضیلشنور کز خلق او مؤثّر شد
  8. بخش ۱۰ - در تفسیر وما ارسلناک الّا رحمة‌للعالمینچون تو بیماری از هوا و هوس
همه‌ی الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.