پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الاوّل: در توحید باری تعالی

بخش ۹ - فصل اندر درجات

جانت را دوزخ آشیانه مکن

خاطرت را محالْ خانه مکن

گرد بیهوده و محال مگرد

بر در خانهٔ خیال مگرد

از خیال محال دست بدار

تا بدان بارگه بیابی بار

اندرین بحر بیکرانه چو غوک

دست و پایی بزن چه دانم بوک

کان سرای بقا برای تو است

وین سرای فنا نه جای تو است

آن سرای بقا تراست مُعد

یوم بگذار و جان کن از پی غَد

در جهان زشت و نیکو و چپ و راست

ناخلف زادگان آدم راست

پایه بسیار سوی بام بلند

تو به یک پایه چون شوی خرسند

پایهٔ اول اندرو حلم است

کو به تحقیق خواجهٔ علم است

جمع کردی بر اوّلین پایه

خرد و جان و صورت و مایه

تو حقیقت بدان که در عالم

از برای نتیجهٔ آدم

نیست از بهر آسمان ازل

نردبان پایه به ز علم و عمل

بهر بالا و شیب منزل را

حکمت جان قوی کند دل را

اندرین راه اگرچه آن نکنی

دست و پایی بزن زیان نکنی

هرکه او تخم کاهلی دارد

کاهلی کافریش بار آرد

هرکه با جهل و کاهلی پیوست

پایش از جای رفت و کار از دست

بتر از کاهلی ندانم چیز

کاهلی کرد رستمان را حیز

از پی کارت آفریدستند

جامهٔ خلقتت بریدستند

تو به خلقان چرا شوی قانع

چون نگردی بدان حلل طامع

دو دو عالم یکی کند صادق

سه سه منزل یکی کند عاشق

ملک و ملک از کجا به دست آری

چون مهی شست روز بیکاری

روز بیکاری و شب آسانی

نرسی بر سریر ساسانی

تاج و تخت ملوک بی‌نم میغ

دستهٔ گرز دان و قبضهٔ تیغ

از پی سیم و طعمهٔ گردون

پیش مشتی خسیس ناکس دون

کیسهٔ پر مدوز و پرده مدر

کاسه را بر ملیس و عشوه مخر

علم داری به حلم باش چو کوه

مشو از نائبات دهر ستوه

علم بی‌حلم شمع بی‌نور است

هردو باهم چو شهد زنبور است

شهد بی‌موم رمز احرار است

موم بی‌شهد بابت نار است

برگذر زین سرای کون و فساد

ببر از مبدأ و برو به معاد

کاندرین خاک تودهٔ بی‌آب

آتش باد پیکر است سراب

ادامه‌ی الباب الاوّل: در توحید باری تعالی

  1. بخش ۱۱ - التمثیل فی قوم یؤتون الزکوةراد مردی کریم پیش پسر
  2. بخش ۱۲ - فی‌الحکمة و سبب رزق الرازقآن نبینی که پیشتر ز وجود
  3. بخش ۱۳ - فی‌الهدایةسبب هدیهٔ ایادی او
  4. بخش ۱۴ - فی المُجاهدةچون تو از بود خویش گشتی نیست
  5. بخش ۱۵ - فصل اندر تقدیسکاف و نون نیست جز نبشتهٔ ما
  6. بخش ۱۶ - داستان باستانابلهی دید اشتری به چرا
  7. بخش ۱۷ - التمثیل لقوم ینظرون بعین الاحوال «مُناظِرَة الوَلَدِ مَعَ الوالِد»پسری احوَل از پدر پرسید
  8. بخش ۱۸ - فی زینة‌الاطفالآن نبینی که طفل را دایه
همه‌ی الباب الاوّل: در توحید باری تعالی ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.