پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الاوّل: در توحید باری تعالی

بخش ۱۲ - فی‌الحکمة و سبب رزق الرازق

آن نبینی که پیشتر ز وجود

چون تو را کرد در رحم موجود

روزیت داد نُه مه از خونی

کردگار حکیم بی‌چونی

در شکم مادرت همی پرورد

بعد نُه ماه در وجود آورد

آن درِ رزق بر تو چُست ببست

دو در بهترت بداد به دست

بعد از آن اِلف داد با پستان

روز و شب پیش تو در چشمه روان

گفت کین هر دو را همی آشام

کُل هَنیئاً که نیست بر تو حرام

چون نمودت فطام بعد دو سال

شد دگرگون ترا همه احوال

داد رزق تو از دو دست و دو پای

زین بگیر و از آن برو هر جای

گر دو در بر تو بسته کرد رواست

عوض دو چهار در برجاست

زین ستان زان ببر به پیروزی

گرد عالم همی طلب روزی

چون اجل ناگهان فراز آید

کار دنیا همه مجاز آید

باز ماند دو دست و پای از کار

بدل چار بدهت دو چهار

در لحد هر چهار بسته شود

هشت جنّت ترا خجسته شود

هشت در بر تو باز بگشایند

حور و غلمان ترا به پیش آیند

تا به هر در چنانکه خواهی شاد

می‌روی ناوری ز دنیا یاد

مهربان‌تر ز مادر و پدر است

مر ترا او به خُلد راهبر است

ای جوانمرد نکته‌ای بشنو

وز عطای خدا نُمید مشو

چون ترا داد معرفت یزدان

در درون دلت نهاد ایمان

خلعتی کان تراست روز جهیز

باز نستاندت به رستاخیز

گر ترا دانش و درم نبود

کو ترا بود هیچ کم نبود

او به فخر آردت نبینی عار

او عزیزت کند نگردی خوار

آنچه داری تو دل بدو مسپار

آنچه او دادت استوار آن دار

تو خزینه نهی نیابی باز

چون بدو دادی او دهد به تو باز

زر به آتش دهی خبث سوزد

زر صافی ترا بیفروزد

بد که او سوخت نیک داد به تو

دولت چرخ رخ نهاد به تو

نفع آتش اگر مقیم‌ترست

آتش‌آرای ازو کریم‌ترست

تو ندانی نه نیک و نه بد را

خازن او به ترا که تو خود را

یار مار است چون زنی تو درش

مار یار است چون رمی ز برش

ای صدف جوی جوهرِ الّا

جان و جامه بنه به ساحل لا

هست حق جز به نیست نگراید

زاد این راه نیستی باید

تا تو از نیستی کله ننهی

روی را در بقا به ره ننهی

چون شوی نیست سوی حق پویی

تا بوی هست راه دق جویی

می نخوانی تو از کتاب خدا

نیست اموات مرده بل احیا

گرت هست زمانه پست کند

احسن‌الخالقینت هست کند

ادامه‌ی الباب الاوّل: در توحید باری تعالی

  1. بخش ۱۴ - فی المُجاهدةچون تو از بود خویش گشتی نیست
  2. بخش ۱۵ - فصل اندر تقدیسکاف و نون نیست جز نبشتهٔ ما
  3. بخش ۱۶ - داستان باستانابلهی دید اشتری به چرا
  4. بخش ۱۷ - التمثیل لقوم ینظرون بعین الاحوال «مُناظِرَة الوَلَدِ مَعَ الوالِد»پسری احوَل از پدر پرسید
  5. بخش ۱۸ - فی زینة‌الاطفالآن نبینی که طفل را دایه
  6. بخش ۱۹ - فصل اندر صُنع و قدرتنقش بند برون گلها اوست
  7. بخش ۲۰ - فی تعظیم قدرهآتش و باد و آب و خاک و فلک
  8. بخش ۲۱ - فی‌الامثال والمواعظ، الفقر سواد الوجه والدُّنیا دارالزوال و تغیّرالاحوال و الانتقالبا سیه باش چونت نگزیرد
همه‌ی الباب الاوّل: در توحید باری تعالی ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.