پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الاوّل: در توحید باری تعالی

بخش ۱۶ - داستان باستان

ابلهی دید اشتری به چرا

گفت نقشت همه کژست چرا

گفت اشتر که اندرین پیکار

عیب نقاش می‌کنی هش‌دار

در کژی‌ام مکن به نقش نگاه

تو ز من راه راست رفتن خواه

نقشم از مصلحت چنان آمد

از کژی راستی کمان امد

تو فضول از میانه بیرون بر

گوش خر در خور است با سرِ خر

هست شایسته گرچه ت آمد خشم

طاق ابرو برای جفتی چشم

هرچه او کرده عیب او مکنید

با بد و نیک جز نکو مکنید

دست عقل از سخت بنیرو شد

چشم خورشیدبین ز ابرو شد

زشت و نیکو به نزد اهل خرد

سخت نیک است از او نیاید بد

به خدایی سزا مر او را دان

شب و شبگیر رو مر او را خوان

آن نکوتر که هرچه زو بینی

گرچه زشت آن همه نکو بینی

جسم را قسم راحت آمد و رنج

روح را راحت است همچون گنج

لیک ماری شکنج بر سر اوست

دست و پای خرد برابر اوست

ادامه‌ی الباب الاوّل: در توحید باری تعالی

  1. بخش ۱۸ - فی زینة‌الاطفالآن نبینی که طفل را دایه
  2. بخش ۱۹ - فصل اندر صُنع و قدرتنقش بند برون گلها اوست
  3. بخش ۲۰ - فی تعظیم قدرهآتش و باد و آب و خاک و فلک
  4. بخش ۲۱ - فی‌الامثال والمواعظ، الفقر سواد الوجه والدُّنیا دارالزوال و تغیّرالاحوال و الانتقالبا سیه باش چونت نگزیرد
  5. بخش ۲۲ - در بی‌نیازی از غیر خدای‌تعالی و دست در وی زدن از سر حقیقتاز من و از تو کارسازی را
  6. بخش ۲۳ - اندر تضرّع و عجزاز تو زاری نکوست زور بدست
  7. بخش ۲۴ - حکایتکرد روزی عمر به رهگذری
  8. بخش ۲۵ - اندر ذکر و یاد کردنذکر بر دوستان و کم سخنان
همه‌ی الباب الاوّل: در توحید باری تعالی ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.