پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الاوّل: در توحید باری تعالی

بخش ۳ - فصل وحدت و شرح عظمت

احدست و شمار از او معزول

صمدست و نیاز ازو مخذول

آن احد نی که عقل داند و فهم

و آن صمد نی که حس شناسد و وهم

نه فراوان نه اندکی باشد

یکی اندر یکی یکی باشد

در دویی جز بدو سقط نبوَد

هرگز اندر یکی غلط نبوَد

تا ترا در درون شمار و شکیست

چه یکی دان چه دو که هردو یکیست

به چراگاه دیو بر ز یقین

چه و چند و چرا و چون را هین

نه بزرگیش هست از افزونی

ذات او بر ز چندی و چونی

از پی بحث طالب عاجز

هل و من گفتن اندرو جایز

کس نگفته صفات مبدع هو

چند و چون و چرا چه و کی و کو

ید او قدرتست و وجه بقاش

آمدن حکمش و نزول عطاش

قدمینش جلال قهر و خطر

اصبعینش نفاذ حکم و قدر

هستها تحت قدرت اویند

همه با او و او همی جویند

جنبش نور سوی نور بود

نور کی ز آفتاب دور بود

با وجودش ازل پریر آمد

به گه آمد ولیک دیر آمد

در ازل بسته کی بود علمش

یک غلامست خانه‌زاد ازلش

از ابد دور دار وهم و گمان

که ابد از ازل گرفت نشان

کی مکان باشدش ز بیش و ز کم

که مکان خود مکان ندارد هم

خلق را زین صفت جهانی ساخت

تا زبهر خود آشیانی ساخت

با مکان آفرین مکان چه کند

آسمان گر بر آسمان چه کند

آسمان دی نبود امروز است

باز فردا نباشد او نوزست

در نوردد ز پیش ستر دخان

یوم نطوی السماء رو برخوان

عارفان چون دم از قدیم زنند

ها و هو را میان دو نیم زنند

نه به ارکان ثبات اوقاتش

نه مکان جای هستی ذاتش

ای که در بند صورت و نقشی

بستهٔ استوی علی العرشی

صورت از مُحدثات خالی نیست

در خورِ عزّ لایزالی نیست

زانکه نقاش بود و نقش نبود

استوی بود و عرش و فرش نبود

استوی از میان جان می‌خوان

ذات او بستهٔ جهات مدان

کاستوی آیتی ز قرآنست

گفتن لامکان ز ایمانست

عرش چون حلقه از برون در است

از صفات خدای بی‌خبر است

در صحیفهٔ کلام مسطور است

نقش و آواز و شکل ازو دور است

ینزل الله هست در اخبار

آمد و شد تو اعتقاد مدار

رقم عرش بهر تشریف است

نسبت کعبه بهر تعریفست

لامکان گوی کاصل دین این است

سر بجنبان که جای تحسین است

دشمنی حسین از آن جُسته‌ست

که علی لفظ لامکان گفته‌ست

ادامه‌ی الباب الاوّل: در توحید باری تعالی

  1. بخش ۵ - فصل اندر صفا و اخلاصپس چو مطلوب نبود اندر جای
  2. بخش ۶ - التمثیل فی شأن من کان فی هذه اعمی فهو فی‌الآخرة اعمی جماعة العمیان و احوال الفیلبود شهری بزرگ در حدِ غور
  3. بخش ۷ - فصل فی ان الاستواء معقول والکیفیة مجهولآن یکی رجل گفته آن یک ید
  4. بخش ۸ - التمثیل فی اصحاب تمنّی السوءراد مردی ز غافلی پرسید
  5. بخش ۹ - فصل اندر درجاتجانت را دوزخ آشیانه مکن
  6. بخش ۱۰ - فی الحفظ و المراقبةهرکه را عون حق حصار شود
  7. بخش ۱۱ - التمثیل فی قوم یؤتون الزکوةراد مردی کریم پیش پسر
  8. بخش ۱۲ - فی‌الحکمة و سبب رزق الرازقآن نبینی که پیشتر ز وجود
همه‌ی الباب الاوّل: در توحید باری تعالی ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.