پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۹۲

چون دید مرا رخانش چون گل بشکفت

آن دیدهٔ نیمخوابش از شرم بخفت

گفتا که مخور غم که شوی با ما جفت

قربان چنان لب که چنان داند گفت

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۹۴تا کی باشم با غم هجران تو جفت
  2. رباعی شمارهٔ ۹۵در خاک بجستمت چو خور یافتمت
  3. رباعی شمارهٔ ۹۶ای دیدهٔ روشن سنایی ز غمت
  4. رباعی شمارهٔ ۹۷از ظلمت چون گرفته ما هم ز غمت
  5. رباعی شمارهٔ ۹۸دل خسته و زار و ناتوانم ز غمت
  6. رباعی شمارهٔ ۹۹هر چند دلم بیش کشد بار غمت
  7. رباعی شمارهٔ ۱۰۰سرو چمنی یاد نیاید ز منت
  8. رباعی شمارهٔ ۱۰۱زین رفتن جان ربای درد افزایت
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.