پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۷۸

در دام تو هر کس که گرفتارترست

در چشم تو ای جهان جان خوارترست

آن دل که ترا به جان خریدارترست

ای دوست به اتفاق غمخوارترست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۸۰گویند که راستی چو زر کانیست
  2. رباعی شمارهٔ ۸۱کمتر ز من ای جان به جهان خاکی نیست
  3. رباعی شمارهٔ ۸۲اندر عقب دکان قصاب گویست
  4. رباعی شمارهٔ ۸۳زلفین تو تا بوی گل نوروزیست
  5. رباعی شمارهٔ ۸۴عقلی که ز لطف دیدهٔ جان پنداشت
  6. رباعی شمارهٔ ۸۵روزی که رطب داد همی از پیشت
  7. رباعی شمارهٔ ۸۶نوری که همی جمع نیابی در مشت
  8. رباعی شمارهٔ ۸۷بس عابد را که سرو بالای تو کشت
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.