پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۵۲

امروز ببر زانچه ترا پیوندست

کانها همه بر جان تو فردا بندست

سودی طلب از عمر که سرمایهٔ عمر

روزی چندست و کس نداند چندست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۵۴تا جان مرا بادهٔ مهرت سودست
  2. رباعی شمارهٔ ۵۵در دام تو هر کس که گرفتارترست
  3. رباعی شمارهٔ ۵۶مژگان و لبش عذر و عذابی دگرست
  4. رباعی شمارهٔ ۵۷هر خوش پسری را حرکات دگرست
  5. رباعی شمارهٔ ۵۸هر روز مرا با تو نیازی دگرست
  6. رباعی شمارهٔ ۵۹در شهر هر آنکسی که او مشهورست
  7. رباعی شمارهٔ ۶۰غم خوردن این جهان فانی‌، هوس است
  8. رباعی شمارهٔ ۶۱در دیدهٔ کبر کبریای تو بسست
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.