پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۵۴

تا جان مرا بادهٔ مهرت سودست

جان و دلم از رنج غمت ناسودست

گر باده به گوهر اصل شادی بودست

پس چونکه ز بادهٔ تو رنج افزودست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۵۶مژگان و لبش عذر و عذابی دگرست
  2. رباعی شمارهٔ ۵۷هر خوش پسری را حرکات دگرست
  3. رباعی شمارهٔ ۵۸هر روز مرا با تو نیازی دگرست
  4. رباعی شمارهٔ ۵۹در شهر هر آنکسی که او مشهورست
  5. رباعی شمارهٔ ۶۰غم خوردن این جهان فانی‌، هوس است
  6. رباعی شمارهٔ ۶۱در دیدهٔ کبر کبریای تو بسست
  7. رباعی شمارهٔ ۶۲گر گویم جان فدا کنم جان نفسست
  8. رباعی شمارهٔ ۶۳تا این دل من همیشه عشق اندیش‌ست
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.