پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۴۵

ای مه تویی از چهار گوهر شده هست

زینست که در چهار جایی پیوست

در چشم آبی و آتشی اندر دل

بر سر خاکی و بادی اندر کف دست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۴۷ای چون گل و مل در به در و دست به دست
  2. رباعی شمارهٔ ۴۸ای نیست شده ذات تو در پردهٔ هست
  3. رباعی شمارهٔ ۴۹لشکرگه عشق عارض خرم تست
  4. رباعی شمارهٔ ۵۰گیرم که چو گل همه نکویی با تست
  5. رباعی شمارهٔ ۵۱محراب جهان جمال رخسارهٔ تست
  6. رباعی شمارهٔ ۵۲امروز ببر زانچه ترا پیوندست
  7. رباعی شمارهٔ ۵۳بر من فلک ار دست جفا گستردست
  8. رباعی شمارهٔ ۵۴تا جان مرا بادهٔ مهرت سودست
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.