پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

قطعات

قطعه شمارهٔ ۹۲

ای وزیری که دلت همت اگر در بندد

گره عقد ز ابروی فلک بگشاید

قدم همت تو تارک کیوان سپرد

چنبر طاعت تو گردن گردون ساید

در زمان قلمت زهره ندارد بهرام

که زبان و لب شمشیر به خون آلاید

هرچه با عقل در ایام تو کردند رجوع

گفت تا خواجه درین باب چه می‌فرماید

دوش ماه از در خورشید چراغی طلبید

گفت پروانه دستوری او می‌باید

صاحبا رای جهانگیر تو را معلوم است

که جهان هر نفسی حادثه‌ای می‌زاید

تو به لطفی و صفا پاکتر از آب روان

چه عجب باشد اگر پای تو در سنگ آید

که گرفته شود و گاه جهان گیرد شمس

گه زند تیغ و گهی روی زمین آراید

اگر از کسر شدت قتح زیادت چه عجب

مستی غمزه خوبان ز خمار افزاید

موکب عزم همایون تو لاینصرف است

فتح در موضع کسرش اگر آید شاید

بر جهان سایه انصاف تو باقی بادا

تا جهان در کنف عدل تو می‌آساید

ادامه‌ی قطعات

  1. قطعه شمارهٔ ۹۴شبی زبان فصاحت ز منهیان خرد
  2. قطعه شمارهٔ ۹۵ایا سحاب نوالی که از صریر قلم
  3. قطعه شمارهٔ ۹۶شها که بود که از فیض بخشش تو بدو
  4. قطعه شمارهٔ ۹۷ایا شمع جمع و چراغ ملوک
  5. قطعه شمارهٔ ۹۸پادشاها عالم از انصاف تو معمور شد
  6. قطعه شمارهٔ ۹۹کدام پیک مبارک قدم دعای مرا
  7. قطعه شمارهٔ ۱۰۰طریق نیست سفارش به آسمان کردن
  8. قطعه شمارهٔ ۱۰۱شتر وابچه دیار عرب
همه‌ی قطعات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.