پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

قطعات

قطعه شمارهٔ ۹۴

شبی زبان فصاحت ز منهیان خرد

سوال کرد غرض آنکه مدتی است مدید

که بر خلاف طباع زمانه می‌بینم

که حصن ملک حصین است و سد عدل سدید

زوال ظلمت ظلم است از ستاره بدیع

کمال دولت فضل است از زمانه بعید

چه خامه‌ای است که کوتاه می‌کند هر دم

زبان تیغ که بودی دراز در تهدید

چه عادلی است که ز عدل او ممالک را

تنعمی است موفی سعادتی است سعید

چه صاحبی است که اصحاب دین و دولت را

ز تیغ خامه او حاصل است وعده وعید

جواب داد خرد کافتاب دولت و دین

که ماه رایت او خلق راست چون مه عید

هلال غره دولت جمال طلعت ملک

غیاث دین محمد محمدبن رشید

ادامه‌ی قطعات

  1. قطعه شمارهٔ ۹۶شها که بود که از فیض بخشش تو بدو
  2. قطعه شمارهٔ ۹۷ایا شمع جمع و چراغ ملوک
  3. قطعه شمارهٔ ۹۸پادشاها عالم از انصاف تو معمور شد
  4. قطعه شمارهٔ ۹۹کدام پیک مبارک قدم دعای مرا
  5. قطعه شمارهٔ ۱۰۰طریق نیست سفارش به آسمان کردن
  6. قطعه شمارهٔ ۱۰۱شتر وابچه دیار عرب
  7. قطعه شمارهٔ ۱۰۲خسرو اخاک درگه تو مرا
  8. قطعه شمارهٔ ۱۰۳اگر هزار گنه بنده‌ای کند نبود
همه‌ی قطعات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.