پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

قطعات

قطعه شمارهٔ ۹۱

ایا شهی که غبار سپاه منصورت

عذار فتح به خط معنبر آراید

سوار همت تو گوی جاه در میدان

ببردی از خم چوگان چرخ بر باید

اگر محاصره آسمان کند رایت

به یک دو ماهش هر نه حصار بگشاید

شهاز گردش گردون شکایتی است مرا

که ذکر آن به چنین حضرتی نمی‌شاید

منم که مریم فکر مسیح خاصیتم

به مدحت تو همه ساله روح می‌زاید

به فر دولت تو همتی است سلمان را

که نور خواستنش ز آفتاب عار می‌آید

اگر به تشنگیش جان به لب رسد حاشا

که پیش بحر به خواهشگری لب آلاید

چو پای صدر کشد در گلیم درویشی

سر تجرد او ترک آسمان ساید

حطام فانی دنیا بدان می‌ارزد

که طوق منت آن گردنی بفرساید

طمع نمی‌کنم و خود چه سود از آن طمعی

که مرد را ببرد آب و نان نیفزاید

توقع است ز لطف توام که بهتر ازین

به حال من نظر التفات فرماید

بقای عمر تو بادا که بنده را به جهان

به غیر عمر تو چیزی دگر نمی‌باید

ادامه‌ی قطعات

  1. قطعه شمارهٔ ۹۳دیگر آن است که محبوب جهان سقری شاه
  2. قطعه شمارهٔ ۹۴شبی زبان فصاحت ز منهیان خرد
  3. قطعه شمارهٔ ۹۵ایا سحاب نوالی که از صریر قلم
  4. قطعه شمارهٔ ۹۶شها که بود که از فیض بخشش تو بدو
  5. قطعه شمارهٔ ۹۷ایا شمع جمع و چراغ ملوک
  6. قطعه شمارهٔ ۹۸پادشاها عالم از انصاف تو معمور شد
  7. قطعه شمارهٔ ۹۹کدام پیک مبارک قدم دعای مرا
  8. قطعه شمارهٔ ۱۰۰طریق نیست سفارش به آسمان کردن
همه‌ی قطعات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.