پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

قطعات

قطعه شمارهٔ ۶۶

ایا ستاره سپاهی که آب شمشیرت

غبار فتنه و ظلم از هوای ملک بنشاند

فلک به نام تو تا خطبه داد در عالم

زمانه جز تو کسی را به پادشاهید نخواند

غبار دامن قدر تو بود چرخ کبود

گهی که همت تو دامن از جهان افشاند

به جاه خواست که ماند به تو مخالف تو

بسی بداد درین اشتیاق جان و نماند

شها کمیت من آمد رکاب سان در پا

عنان عزم به کلی ز دست من بستاند

به زور می‌کشمش چون کمان از آنکه برو

جز استخوان و پی و پوست هیچ چیز نماند

به مرکبیم مدد ده ازان که نیست مرا

بدست لاغری جز قلم که بتوان راند

وگرنه درستی خواهد از کسالت و ضعف

میان گرد بماند ستور و مرد نماند

ادامه‌ی قطعات

  1. قطعه شمارهٔ ۶۸ستاره کوکبه شاها که بنده از دل و جان
  2. قطعه شمارهٔ ۶۹پادشاها بندگان درگه احسان تو
  3. قطعه شمارهٔ ۷۰نوکران میر حاج اختچی
  4. قطعه شمارهٔ ۷۱عقل را گفتم که عمری پیش ازین چوپانیان
  5. قطعه شمارهٔ ۷۲خسروا این امیر کرمان چند
  6. قطعه شمارهٔ ۷۳صد را نوکرانت ز برو زیر شدند
  7. قطعه شمارهٔ ۷۴یا رب این قوم چه دم سرد و چه افسرده
  8. قطعه شمارهٔ ۷۵خسروا نایبان استیفا
همه‌ی قطعات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.