پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

قطعات

قطعه شمارهٔ ۱۴۴

صورت لطف الهی شرف ملت و دین

معدن خلق حسن مظهر حق شاه حسین

شاه پرویز لقا خسرو جم قدر که هست

دل و دستش به همه مذهب و کیشی بحرین

بحر را با دل او عقب قیاسی می‌کرد

آن قدر بود که از قطره به دریا مابین

عقل با رفعت او صرفه مه داشت نگاه

گفت کمتر ز ذراعی نبود تا شرطین

ای که بوسیدن خاک قدمت شاهان را

کرده از آب حیات است لبالب شفتین

طاعت امر تو در مذهب جباران فرض

طوق فرمان تو در گردن دین داران دین

چون تن لام کند زخم سنانت تن ناف

چون دل نون شود از شرم سخایت دل عین

گفتم ای چرخ برو خاک درش روب به روی

برد انگشت سوی دیده روشن که بعین

یرقان است ز بیم کف دستت زر را

باور ار نیستت اینک بنگر صفرت عین

تا به نعل سم شبدیز تو یابد نسبت

هر سر ماه شود ماه سما چون سر عین

سروری از تو مزین شده چون چشم از نور

خسروی از تو منور شده چون ماه از عین

خاطر من نکند درک ثنای تو که یم

پیش عقل است مبرهن که نگنجد در عین

تا چو قرص ذهب مهر فتد در دم صبح

روی آفاق شود لجه درای لجین

چون بود از زر و یاقوت سری افسر را

ملک را باد چنان از گهرت زینت وزین

ادامه‌ی قطعات

  1. قطعه شمارهٔ ۱۴۶چشم من جای تو بود ای نور چشم
  2. قطعه شمارهٔ ۱۴۷صاحب سلطان نشان دستور اعظم شمس الدین
  3. قطعه شمارهٔ ۱۴۸همی خرید خر و گاو و گوسفند و گله
  4. قطعه شمارهٔ ۱۴۹موجب جمعیت نجوم به عقرب
  5. قطعه شمارهٔ ۱۵۰ای تاج سر همه افاضل
  6. قطعه شمارهٔ ۱۵۱بر بتان، حسن و جوانی مفروش
  7. قطعه شمارهٔ ۱۵۲محیط کوه و قار آفتاب ابر عطا
  8. قطعه شمارهٔ ۱۵۳در ره بغداد کز هر جانبی
همه‌ی قطعات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.