پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

قطعات

قطعه شمارهٔ ۱۵۰

ای تاج سر همه افاضل

ای لطف تو روح را سکینه

هستت ملکی ملک صفاتی

در طبع عدوت جز سگی نه

ای قبله مقبلان در تو

حاجت نه به مکه و مدینه

شد کعبه فاضلان جنابت

صیت تو رسد به هر مدینه

در هجره تو که باد معمور

باشد همه چیزها بدی نه

کردیم نشاط بر بساطت

خوش بود مرا نشاط دینه

روزی کندت خدای روزی

از عالم غیب صد خزینه

تا تو به کرم بر اهل معنی

آنها همه را کنی هزینه

فضل و هنر و علوم هستند

از قدر تو مایه کمینه

دریای محیط بخششت راست

بسیار فزونی و کمی نه

در خاطر توست گنج معنی

وز فضل تو را بسی دفینه

ادامه‌ی قطعات

  1. قطعه شمارهٔ ۱۵۲محیط کوه و قار آفتاب ابر عطا
  2. قطعه شمارهٔ ۱۵۳در ره بغداد کز هر جانبی
  3. قطعه شمارهٔ ۱۵۴ای وزیری که گر ز کلک تو ابر
  4. قطعه شمارهٔ ۱۵۵ایا دریای جود و کان همت
  5. قطعه شمارهٔ ۱۵۶ز دور دایره این محیط پرگاری
  6. قطعه شمارهٔ ۱۵۷ایا کار و بار اعتباری نداری
  7. قطعه شمارهٔ ۱۵۸به حق المعرفت هر کس چه داند کازر و نی را
  8. قطعه شمارهٔ ۱۵۹چو بر طلول دیار حبیب بگذشتم
همه‌ی قطعات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.