پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

قطعات

قطعه شمارهٔ ۱۵۲

محیط کوه و قار آفتاب ابر عطا

که آسمان بزرگی و اختر دادی

رسوم ظلم و قوانین عدل در عالم

به تیغ و کلک تو برداشتی و بنهادی

ز دست خیل سخایت که عادت کان کرد

نشسته دست گهر در حصار پولادی

خدایگانا یکبارگی بیفتادم

ز ضعف حال و تو با حال من نیفتادی

کنون زمانه که شاگرد رای توست مرا

ز درگه تو جدا می‌کند به استادی

ز خانه‌های عناکب خلل پذیرتر است

مرا سزای اقامت ز سست بنیادی

قبول کرده ازین بنده کش کنی آزاد

به جان خواجه که دیشب نخفتم از شادی

پس از غلامی ده ساله گشته‌ام راضی

به بندگیت به یک سطر خط آزادی

بسان سوسن اگر بنده را کنی آزاد

به صد زبان کنم از بندگیت آزادی

همیشه تا که جهان و جهانیان باشند

پناه و پشت جهان و جهانیان بادی

ادامه‌ی قطعات

  1. قطعه شمارهٔ ۱۵۴ای وزیری که گر ز کلک تو ابر
  2. قطعه شمارهٔ ۱۵۵ایا دریای جود و کان همت
  3. قطعه شمارهٔ ۱۵۶ز دور دایره این محیط پرگاری
  4. قطعه شمارهٔ ۱۵۷ایا کار و بار اعتباری نداری
  5. قطعه شمارهٔ ۱۵۸به حق المعرفت هر کس چه داند کازر و نی را
  6. قطعه شمارهٔ ۱۵۹چو بر طلول دیار حبیب بگذشتم
  7. قطعه شمارهٔ ۱۶۰هر که خواهد که بود پیش سلاطین بر پای
  8. قطعه شمارهٔ ۱۶۱مرحبا ای آصف جم قدر کیوان رفعتم
همه‌ی قطعات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.