پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

قطعات

قطعه شمارهٔ ۱۴۱

جهان مجد و معالی رشید دولت و دین

زهی به جاه و جمال تو چشم جان روشن

به فیض ابر کفت بحر و بر چنان پر شد

که بحر خشک لب آمد چو ابر تر دامن

فلک جنابا چون رای و تیغ هر دو ثور است

به جنب رای تو گو آفتاب تیغ مزن

تویی که در چمن فضل هر که سر بر زد

زبان شود همه تن در ثنات چون سوسن

ولیک ایزد داند که هر کجا هستم

بجز جناب ثنای تو نیستم مسکن

چو تو کریم ندیدم که می در آویزد

وسایل تو به سایل چو غازیان به رسن

هنوز گردنم از بار منتت پست است

وگرنه هم سوی شکرت بر آرمی گردن

جهان اگر پر ارزن کنند مرغی را

دهند قوت به هر سال دانه ارزن

جهان تهی شود از ارزن و تهی نشود

دلم ز دانه شکرت به قوت مرغ سخن

ادامه‌ی قطعات

  1. قطعه شمارهٔ ۱۴۳حبذا صدر صفحه‌ای که به است
  2. قطعه شمارهٔ ۱۴۴صورت لطف الهی شرف ملت و دین
  3. قطعه شمارهٔ ۱۴۵هر چه تا غایت به نام او مقرر بوده است
  4. قطعه شمارهٔ ۱۴۶چشم من جای تو بود ای نور چشم
  5. قطعه شمارهٔ ۱۴۷صاحب سلطان نشان دستور اعظم شمس الدین
  6. قطعه شمارهٔ ۱۴۸همی خرید خر و گاو و گوسفند و گله
  7. قطعه شمارهٔ ۱۴۹موجب جمعیت نجوم به عقرب
  8. قطعه شمارهٔ ۱۵۰ای تاج سر همه افاضل
همه‌ی قطعات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.