پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

رباعیات

شمارهٔ ۹

با همچو خودی نرد محبت چون باخت

چون من خود را به ششدر عشق انداخت

اکنون شده نازک دلش از آتش عشق

آری شود، آبگینه چون سنگ گداخت

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۱از عشق کسی کار تو از کار شده است
  2. شمارهٔ ۱۲ای آنکه به جان ز فرقتش سوزی هست
  3. شمارهٔ ۱۳گویند آن را که چون گل آراسته است
  4. شمارهٔ ۱۴دل را دانم چو باغم عشقش ساخت
  5. شمارهٔ ۱۵غیر از تو بساط عیش آراسته است
  6. شمارهٔ ۱۶گیرم دایم بدوستی دل را خوست
  7. شمارهٔ ۱۷شوخی که کند طره پریشان به عبث
  8. شمارهٔ ۱۸میخواست فلک که خوارو زارم بکشد
همه‌ی رباعیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.