پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

رباعیات

شمارهٔ ۱۶

گیرم دایم بدوستی دل را خوست

او را و مرا چه سودی از عادت اوست؟

با طایفه ای دوست شود دل کایشان

هم دوست به دشمن اند وهم دشمن دوست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۸میخواست فلک که خوارو زارم بکشد
  2. شمارهٔ ۱۹هرگز گله از غیر نفاق تو نکرد
  3. شمارهٔ ۲۰گردید زدور لمعه ی نور پدید
  4. شمارهٔ ۲۱ابر گریان که در چمن می خندد
  5. شمارهٔ ۲۲مانند شمایلت شمایل نشود
  6. شمارهٔ ۲۳از توبه چو تازه گشت ایمانم باز
  7. شمارهٔ ۲۴ای از غم تو ناله ی زار همه کس
  8. شمارهٔ ۲۵ای باعث افلاس و تهیدستی خلق
همه‌ی رباعیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.