پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۵۱۵ - همه‌الافاقه و همه‌الانفه و همهه الغالیه

ز همتها یکی باشد افاقت

که اول همت است اندر لیاقت

بود آن باعث ارجوئی نشانی

بکسب باقی و هم ترک فانی

تو ثانی همت آنرا آنفه دان

درجه ثانی از همت بود آن

کراهت باشد آنرا زاجر اعمال

توقع نبودش پاداش افعال

نخواهد در عمل از حق جزائی

ندارد در نظر خوف و رجائی

سیم همت بود اندر توالی

خود آن زارباب همتهای عالی

که ایشانرا تعلق جز بحق نیست

نظر هیچ از رهی بر ما خلق نیست

نه هرگز ملتفت بر ممکناتند

نه واقف هم در اسماء و صفاتند

نه از مستقبل آگه نی زماضی

نه از حال و مقامی شاد و راضی

همه مقصودشان تعظیم ذاتست

فراغت همشانرا از جهاتست

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۵۱۷ - الهواجمهوا جم واردات ناگهانیست
  2. بخش ۵۱۸ - الهیولیهیولی باشد آن شیئ که صورت
  3. بخش ۵۱۹ - حرف الیاء یاقوته الحمراءدگر یاقوته الحمرا کدام است
  4. بخش ۵۲۰ - الیدانیدان دو اسم را دان بالتقابل
  5. بخش ۵۲۱ - یوم الجمعهتو یوم الجمعه دان وقت لقایت
  6. بخش ۵۲۲ - خاتمه‌الکتابهزاران شکر کین پاکیزه دیوان
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.