پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۵۲۰ - الیدان

یدان دو اسم را دان بالتقابل

بود فعل و قبولت گر تعقل

یکی اندر مقام فاعلیت

دگر باشد بوصف قابلیت

یکی باشد از آن دو اسم فاعل

دگر اندر مقابل باز قابل

یک اندر وجوب آمد بمیزان

دگر هم در مقابل حیث امکان

بامکان و وجوب اندر تقابل

شد اسماء حضرت او مجمع کل

بشیطان شد ز حق توبیخ هم ذم

که در سجده چه منعت داشت ز آدم

چو دیدی کامتحان خلق و خورا

بدست خود نمودم خلق او را

چو دانستی که جز حق نیست فاعل

هم آدم از قبول ماست قابل

غرض اسمیست اندر فاعلیت

مقابل باز هم در قابلیت

هر آن اسمیست ثابت بهر فاعل

بود هم بهر قابل در مقابل

ممیت و محیی اندر فاعلیت

حیات و موت اندر قابلیت

بنافع منتفع را دان مقابل

متضرر باسم ضار قابل

جهان بر پا از این فعل و قبولست

که واضح بالتقابل بر عقولست

تقابل را توان هم عام کردن

بفاعل منتسب در نام کردن

مقابل هم چنانکه نافع و ضار

بود دیگر لطیف و باز قهار

بقابل در تقابل دان مرادف

انیس و هائب و راجی و خائف

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۵۲۲ - خاتمه‌الکتابهزاران شکر کین پاکیزه دیوان
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.