پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

رباعیات

شمارهٔ ۴

بگذاشت مرا دو مه که زان چشم سیاه

مردم همه ز انتظار یک نیم نگاه

در دیده و دل شوق و غمت جای گرفت

چندان که دگر نه جای اشک است و نه آه

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۶نه شب به غمت دیده من خفت دمی
  2. شمارهٔ ۷چون زلف توعشق بی قرارم کرده است
  3. شمارهٔ ۸یک روز به چشم من بینداز نگاه
  4. شمارهٔ ۹چون چشم من از فراق بینی باران
  5. شمارهٔ ۱۰سازی اگرم به سینه مأوا چه شود
  6. شمارهٔ ۱۱فریاد ز ضرب دست آن چشم سیاه
  7. شمارهٔ ۱۲گفتی ز چه دوش آن همه جاری کردی
  8. شمارهٔ ۱۳گفتی مکن اینقدر صفائی زاری
همه‌ی رباعیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.