پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

رباعیات

شمارهٔ ۳

گفتم دلت از ناله کنم نرم چه سود

در سنگ تو آتش مرا راه نبود

چندان که مرا عمر و شکیبائی کاست

هر روز جفای تو و حسن تو فزود

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۵نه چشم تو را بر اشکم آمد نظری
  2. شمارهٔ ۶نه شب به غمت دیده من خفت دمی
  3. شمارهٔ ۷چون زلف توعشق بی قرارم کرده است
  4. شمارهٔ ۸یک روز به چشم من بینداز نگاه
  5. شمارهٔ ۹چون چشم من از فراق بینی باران
  6. شمارهٔ ۱۰سازی اگرم به سینه مأوا چه شود
  7. شمارهٔ ۱۱فریاد ز ضرب دست آن چشم سیاه
  8. شمارهٔ ۱۲گفتی ز چه دوش آن همه جاری کردی
همه‌ی رباعیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.