پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

رباعیات

شمارهٔ ۶

نه شب به غمت دیده من خفت دمی

نه روز به هجرت تنم آسود همی

سودی که ز سرمایه عشق تو مراست

در سینه تفی دارم و در دیده نمی

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۸یک روز به چشم من بینداز نگاه
  2. شمارهٔ ۹چون چشم من از فراق بینی باران
  3. شمارهٔ ۱۰سازی اگرم به سینه مأوا چه شود
  4. شمارهٔ ۱۱فریاد ز ضرب دست آن چشم سیاه
  5. شمارهٔ ۱۲گفتی ز چه دوش آن همه جاری کردی
  6. شمارهٔ ۱۳گفتی مکن اینقدر صفائی زاری
  7. شمارهٔ ۱۴از روی محبت و سر غم خواری
  8. شمارهٔ ۱۵تا دیده ز دیدار تو دور افتاده است
همه‌ی رباعیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.