پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

نوحه‌ها

شمارهٔ ۱۳

غم هجر دلگزا برد از سرم هوش

دم وصل جان فزا کردم فراموش

اکبر بیا خواهر مرو جانم به غم مشکر مرو

از این سفر بگذر مرو

دل را پر از خون می کند هجرت ای برادر

سینه را محزون می کند هجرت ای برادر

سوی رزم شامیان بستی میان تنگ

همه را به داغ خودخواهی سیه پوش

روزم مکن چون شب سیه حالم مخواه از غم تبه

جویی چه کام از قتلگه

طاقتم از تن می بری آخر ای برادر

صبر دل از من می بری آخر ای برادر

دمی از وفا بیا ای جان شیرین

ره دیگرت چون گیرم در آغوش

ترسم نیایی زین سفر تا بینمت بار دگر

یک لحظه رو آهسته تر

اشکم به هامون می بری تا کی ای برادر

آهم به گردون می بری تا کی ای برادر

سر سوگ اکبر از داری صفایی

بنشین به کنج غم وز درد بخروش

آهی برآور جان گسل اشکی ببار از خون دل

بسرای ازین غم متصل

تا نام دوری می بری کم کم ای برادر

از ما صبوری می بری دم دم ای برادر

ادامه‌ی نوحه‌ها

  1. شمارهٔ ۱۵سرها همه بر نیزه و تن ها همه بر خاک
  2. شمارهٔ ۱۶شاهی که برد سجده به خاک درش افلاک
  3. شمارهٔ ۱۷بار غم بنشسته سنگین بر دلم
  4. شمارهٔ ۱۸از دور نیلی سپهر
  5. شمارهٔ ۱۹یکی ای صبا تو برای خدا
  6. شمارهٔ ۲۰دردا که از زین سرنگون افتاد بر خاک اکبرم
  7. شمارهٔ ۲۱حسین ای خسرو لب تشنگانم
  8. شمارهٔ ۲۲دمید از طرف گردون ماه ماتم
همه‌ی نوحه‌ها ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.