پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

نوحه‌ها

شمارهٔ ۱۷

بار غم بنشسته سنگین بر دلم

ناقه کی خیزد به زیر محملم

آخر ز دلازاری شرمی ای فلک

تا به کی ستمکاری شرمی ای فلک

او شهید و ما اسیر اینک به راه

خود چه بود این حسرت افزا منزلم

یا رب این وادی کجا کز هول آن

ماند بر سر دست و دستی بر دلم

سینه و جان را دریغا زین سفر

نیست غیر از داغ و حسرت حاصلم

گلعذاران را که بستر خون و خاک

پایی اندر راه و پایی در گلم

چون دل از تن های بی سر برکنم

یا کی از سرهای بی تن بگسلم

شد گرفتار دو جا یک قطره خون

سخت افتاده است کاری مشکلم

بعد آن خورشید اختر سوز باد

آه آتشبار شمع محفلم

آه کز موج سرشک تشنگان

کشتیم بشکست و دور از ساحلم

سوخت ما را جان درین آتش هنوز

ای عجب برخاست رویین هیکلم

داغ مرگ نوخطان پاکباز

کرد نقش کامرانی باطلم

شد صفایی با غم آن کشتگان

مردن آسان زندگانی مشکلم

ادامه‌ی نوحه‌ها

  1. شمارهٔ ۱۹یکی ای صبا تو برای خدا
  2. شمارهٔ ۲۰دردا که از زین سرنگون افتاد بر خاک اکبرم
  3. شمارهٔ ۲۱حسین ای خسرو لب تشنگانم
  4. شمارهٔ ۲۲دمید از طرف گردون ماه ماتم
  5. شمارهٔ ۲۳افراشت علم در صف گردون شه ماتم
  6. شمارهٔ ۲۴افتاده در خون ای پدر از گرز و تیغ و خنجرم
  7. شمارهٔ ۲۵قلم از ازل ندانم چه نوشته بر سر من
  8. شمارهٔ ۲۶به من ای صبا ز رحمت پدارنه یک نظر کن
همه‌ی نوحه‌ها ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.