پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

نوحه‌ها

شمارهٔ ۱۵

سرها همه بر نیزه و تن ها همه بر خاک

از کین زمین آه و ز بی مهری افلاک

تا هوش همی راه سپارد سر بی تن

تا دیده همی کار کند پیکر صد چاک

تن ها همه انباشته در خاک و به خون در

سرها همه آویخته از حلقه ی فتراک

بر هرتن مجروح و دل ریش و لب خشک

صد چشمه روان بیشتر از دیده ی نمناک

در ریختن خون عزیزان همه اسراف

در بذل کمین شربت آبی همه امساک

ای وای بر آن قوم که حرمت نشناسند

از خون تن پاک تو تا خون دل تاک

در حیز امکان مگر این است اگر هست

جوری که بدو پی نبرد پایه ی ادراک

سیراب تر از باغ بهشت آل نبی بود

چاره ی لب خشک ار شدی از دیده ی نمناک

این باد مخالف ز کجا خاست که آمیخت

هفتاد چمن لاله و گل با خس و خاشاک

نگذاشت اثر اهل زنا ز آل پیمبر

چو از دولت جمشید نشان صولت ضحاک

ران بر رگ دل نشتر این داغ صفایی

وز اشک بشو نامه ی آلوده ی ناپاک

ادامه‌ی نوحه‌ها

  1. شمارهٔ ۱۷بار غم بنشسته سنگین بر دلم
  2. شمارهٔ ۱۸از دور نیلی سپهر
  3. شمارهٔ ۱۹یکی ای صبا تو برای خدا
  4. شمارهٔ ۲۰دردا که از زین سرنگون افتاد بر خاک اکبرم
  5. شمارهٔ ۲۱حسین ای خسرو لب تشنگانم
  6. شمارهٔ ۲۲دمید از طرف گردون ماه ماتم
  7. شمارهٔ ۲۳افراشت علم در صف گردون شه ماتم
  8. شمارهٔ ۲۴افتاده در خون ای پدر از گرز و تیغ و خنجرم
همه‌ی نوحه‌ها ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.