پرش به محتوای اصلی
صفای اصفهانی صفای اصفهانی

مثنوی

بخش ۲ - مقدمه

سؤالی چند ما را بود زین پیش

نه از دنیاپرست از سر درویش

نه از دنیا پرستان دیدمی کام

نه از درویش دل بگرفت آرام

که درویشان معنی در قبابند

دغل بازان صورت کام یابند

فلک گردیده ویدون چند سالست

که این سیاره در خانه وبالست

مرا در دل خلیدی گه گهی خار

که تا کی بشکفد این گل بگلزار

چو کس ننهاد گام گفتگو پیش

بگویم من جواب گفته خویش

که آب جوی هستی را شتابست

جهان نقشیست کاندر روی آبست

که گر نقش مرا بنیان نماند

درین بیرنگ کس حیران نماند

سؤالات از چه از لاهوت بالاست

جوابش نیز لاهوتیست پیداست

کند حق حل این مشکل بتحقیق

ز ما اقدام و از الله توفیق

ادامه‌ی مثنوی

  1. بخش ۴ - جوابتواند شد بلی در سیر ثانی
  2. بخش ۵ - سؤال دومچه باشد ملک ملک و ملک حق چیست
  3. بخش ۶ - جوابسؤالاتیست کز ما ترمدی کرد
  4. بخش ۷ - سؤال سومچه باشد سر یوم حشر رحمن
  5. بخش ۸ - جوابقیامت باشد ای یاران تجرید
  6. بخش ۹ - سؤال چهارمشهان دیدند در ره رهزن و غول
  7. بخش ۱۰ - جوابسؤال دلپذیر از عالم جان
  8. بخش ۱۱ - سؤال پنجمچه باشد معنی ختم ولایت
همه‌ی مثنوی ←

صفای اصفهانی درباره‌ی صفای اصفهانی

محمدحسین صفای فریدنی معروف به صفای اصفهانی (زادهٔ ۱۲۶۹ هجری قمری در فریدن در غرب استان اصفهان، درگذشته به سال ۱۳۲۲ هجری قمری) از شاعران فارسی‌سرای ایران در قرن سیزدهم هجری می‌باشد. وی تحصیلات ابتدایی را در فریدن و اصفهان پشت سر گذاشت. سپس به همراه برادرش علی‌محمد متخلص به حکیم به تهران رفت و در تهران به تحصیل مشغول گش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.