پرش به محتوای اصلی
صفای اصفهانی صفای اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

آنانکه دم ز دولت فقر و فنا زنند

بر پادشاهی دو جهان پشت پا زنند

مستان یار کوس انالباقی آشکار

منصور وار بر سر دار فنا زنند

با پای سیر وادی هستی کنند طی

با دست دل در حرم کبریا زنند

با برق عشق خرمن تن را کنند خوار

با تیغ کار گردن کبر و ریا زنند

قومی که دم زنند ز توحید ذات عشق

قول الست را بحقیقت بلی زنند

بنشسته اند در پس زانوی انزوا

بر روی ران و پای بپشت هوی زنند

مگشای در بصحبت بیگانگان عشق

کروبیان غیب در آشنا زنند

این موسیان رسته ز مصر هوای نفس

فرعون را بفرق ضلالت عصا زنند

عیسی صفت لوای ولایت بملک ارض

کوس شهود بر ملکوت سما زنند

هم سیر احمدند که توحید را بعرش

از امر استقم قدم استوا زنند

بر قلب حیدرند که شیطان خویش را

گردن بدست بازوی خیبر گشا زنند

خواهند اگر ببار حقیقت نهند پای

اهل طریق دست بدامان ما زنند

بر دامن تجرد تا کی زنند دست

دل بستگان که پای بخون خدا زنند

واماندگان ز قید ضلالت رهند اگر

دست طلب بدامن سیر صفا زنند

گر بگذرند اهل طریقت به کوی فقر

ما را به دست دل در دولت‌سرا زنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳برفت هر که در اینخانه بود و یار بماند
  2. شمارهٔ ۶۴شمائید گروهی که طلبکار خدائید
  3. شمارهٔ ۶۵ساقی درد کشان دی در میخانه گشود
  4. شمارهٔ ۶۶زین سپس دل را به رسوایی نشان خواهیم کرد
  5. شمارهٔ ۶۷دوش در فقر ما چتر و لوا بخشیدند
  6. شمارهٔ ۶۸هر که درویش در پیر مغان خواهد بود
  7. شمارهٔ ۶۹شب دوش که بود اینکه به خلوتگه ما بود
  8. شمارهٔ ۷۰خوش آن گروه که شوریده شراب شدند
همه‌ی غزلیات ←

صفای اصفهانی درباره‌ی صفای اصفهانی

محمدحسین صفای فریدنی معروف به صفای اصفهانی (زادهٔ ۱۲۶۹ هجری قمری در فریدن در غرب استان اصفهان، درگذشته به سال ۱۳۲۲ هجری قمری) از شاعران فارسی‌سرای ایران در قرن سیزدهم هجری می‌باشد. وی تحصیلات ابتدایی را در فریدن و اصفهان پشت سر گذاشت. سپس به همراه برادرش علی‌محمد متخلص به حکیم به تهران رفت و در تهران به تحصیل مشغول گش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.