فهرست اشعار
- تکبیت شمارهٔ ۳۶۱ حفظِ صورت میتوان کردن، به ظاهر، در نماز
- تکبیت شمارهٔ ۳۶۲ مَست نَتْوان کرد زاهد را، به صد جامِ شراب
- تکبیت شمارهٔ ۳۶۳ میتوان بر خود گوارا کرد مرگ تلخ را
- تکبیت شمارهٔ ۳۶۴ گفتوگوی اهلِ غفلت، قابلِتأویل نیست
- تکبیت شمارهٔ ۳۶۵ با خیالِ خُشک، تا کِی، سَر به یک بالین نهَم؟
- تکبیت شمارهٔ ۳۶۶ نیست از مستی، زنم گر شیشهٔ خالی به سنگ
- تکبیت شمارهٔ ۳۶۷ عشق از ره تکلیف به دل پا نگذارد
- تکبیت شمارهٔ ۳۶۸ گَر چاکِ گِریبان، نکُند راهنمایی
- تکبیت شمارهٔ ۳۶۹ از بس کتاب در گرو باده کردهایم
- تکبیت شمارهٔ ۳۷۰ یک نقطه انتخاب نکرده است هیچ کس
- تکبیت شمارهٔ ۳۷۱ در ظاهر اگر شَهپَرِ پرواز نداریم
- تکبیت شمارهٔ ۳۷۲ روشن شود از ریختن اشک، دل ما
- تکبیت شمارهٔ ۳۷۳ احوال خود به گریه ادا میکنیم ما
- تکبیت شمارهٔ ۳۷۴ تنها نهایم در ره دور و دراز عشق
- تکبیت شمارهٔ ۳۷۵ پرستشی که مدام است، می پرستی ماست
- تکبیت شمارهٔ ۳۷۶ نیست پروای عدم، دِلزَدهی هستی را
- تکبیت شمارهٔ ۳۷۷ پیالهای که ترا وارهاند از هستی
- تکبیت شمارهٔ ۳۷۸ از شب بخت سیاهم صبح امیدی نزاد
- تکبیت شمارهٔ ۳۷۹ غافل مشو زِ مرگ، که در چَشمِ اهلِ هوش
- تکبیت شمارهٔ ۳۸۰ کفارهٔ شرابخوریهای بیحساب
- تکبیت شمارهٔ ۳۸۱ روشندلان همیشه سفر در وطن کنند
- تکبیت شمارهٔ ۳۸۲ در محرم تا چه خونها در دل مردم کند
- تکبیت شمارهٔ ۳۸۳ میشوم من داغ، هر کس را که میسوزد فلک
- تکبیت شمارهٔ ۳۸۴ جوی شیر از جگرِ سنگ بُریدن، سهل است
- تکبیت شمارهٔ ۳۸۵ سیل درماندهٔ کوتاهی دیوار من است
- تکبیت شمارهٔ ۳۸۶ دوستان آینهٔ صورت احوال همند
- تکبیت شمارهٔ ۳۸۷ از خون چو داغ لاله حصار دل من است
- تکبیت شمارهٔ ۳۸۸ با پاکدامنان نظری هست حسن را
- تکبیت شمارهٔ ۳۸۹ نالهٔ مظلوم در ظالم سرایت میکند
- تکبیت شمارهٔ ۳۹۰ درین دو هفته که مهمان این چمن شدهای
- تکبیت شمارهٔ ۳۹۱ خزان ز غنچهٔ تصویر، راست میگذرد
- تکبیت شمارهٔ ۳۹۲ به قرب گلعذاران دل مبندید
- تکبیت شمارهٔ ۳۹۳ غربت مپسندید که افتید به زندان
- تکبیت شمارهٔ ۳۹۴ تیره بختیهای ما از پستی اقبال نیست
- تکبیت شمارهٔ ۳۹۵ بر حُسنِ زودسِیرِ بهار، اعتماد نیست
- تکبیت شمارهٔ ۳۹۶ از حال دل مپرس که با اهل عقل چیست
- تکبیت شمارهٔ ۳۹۷ خواهد ثواب بت شکنان یافت روز حشر
- تکبیت شمارهٔ ۳۹۸ پیوسته است سلسلهی موجها به هم
- تکبیت شمارهٔ ۳۹۹ غافل مشو ز پاس دل بیقرار ما
- تکبیت شمارهٔ ۴۰۰ جام شراب، مرهم دلهای خسته است
- تکبیت شمارهٔ ۴۰۱ صد بیابان در میان دارند از بی نسبتی
- تکبیت شمارهٔ ۴۰۲ خنده بیجاست برق گریهٔ بی اختیار
- تکبیت شمارهٔ ۴۰۳ جز روی او که در عرق شرم غوطه زد
- تکبیت شمارهٔ ۴۰۴ کنعان ز آب دیده یعقوب شد خراب
- تکبیت شمارهٔ ۴۰۵ غافل است از جنبش بی اختیار نبض خویش
- تکبیت شمارهٔ ۴۰۶ گردن مکش ز تیغ شهادت که این زلال
- تکبیت شمارهٔ ۴۰۷ از ما سراغ منزل آسودگی مجو
- تکبیت شمارهٔ ۴۰۸ این گردباد نیست که بالا گرفته است
- تکبیت شمارهٔ ۴۰۹ غم پوشش برونم را گرفته است
- تکبیت شمارهٔ ۴۱۰ ز فکر جامه و نان چون برآیم ؟
- تکبیت شمارهٔ ۴۱۱ از دست رستخیز حوادث کجا رویم ؟
- تکبیت شمارهٔ ۴۱۲ برگرد به میخانه ازین توبهٔ ناقص
- تکبیت شمارهٔ ۴۱۳ یک دلشده در دام نگاهت نگرفته است
- تکبیت شمارهٔ ۴۱۴ خمیازهٔ نشاط است، روی گشادهٔ گل
- تکبیت شمارهٔ ۴۱۵ سپهر خون به دلم میکند، نمیداند
- تکبیت شمارهٔ ۴۱۶ هست امید زیستن از بام چرخ افتاده را
- تکبیت شمارهٔ ۴۱۷ سنبل زلف از رخش تا برکنار افتاده است
- تکبیت شمارهٔ ۴۱۸ سیل در بنیاد تقوی از بهار افتاده است
- تکبیت شمارهٔ ۴۱۹ نه لباس تندرستی، نه امید پختگی
- تکبیت شمارهٔ ۴۲۰ هرگز از من چون کمان بر دست کس زوری نرفت
متن اشعار به نقل از گنجور.