پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۹۷

بی خبر شو ز دو عالم، خبر یار طلب

دست بردار ز خود، دامن دلدار طلب

حاصل روی زمین پیش سلیمان بادست

دو جهان از کرم عشق به یکبار طلب

نکند تلخ سلیمان دهن موران را

هر چه می خواهی ازان لعل شکربار طلب

مستیی را که خماری نبود در دنبال

از شفاخانه آن نرگس بیمار طلب

عشق در پرده معشوق نهان می گردد

خبر طوطی ما را ز شکرزار طلب

چون نداری پر و بالی که به جایی برسی

چون سلامت طلبان رخنه دیوار طلب

خاک را قافله سیل رسانید به بحر

در ره عشق رفیقان سبکبار طلب

از صدف کم نتوان بود به همت، زنهار

چون دهن باز کنی گوهر شهوار طلب

می توان دولت بیدار به بی خوابی یافت

تو همین در دل شب دیده بیدار طلب

پرده آب حیات است سیاهی صائب

عمر جاوید ازان طره طرار طلب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۹۹رو نگهداشتن از صاف ضمیران مطلب
  2. غزل شمارهٔ ۹۰۰ز خط رحیم نشد حسن یار با احباب
  3. غزل شمارهٔ ۹۰۱زهی ز عارض گلرنگ، خونی می ناب
  4. غزل شمارهٔ ۹۰۲سبکسری که اسیر هواست همچو حباب
  5. غزل شمارهٔ ۹۰۳هوا چکیده نورست در شب مهتاب
  6. غزل شمارهٔ ۹۰۴بهشت بر مژه تصویر می کند مهتاب
  7. غزل شمارهٔ ۹۰۵مریز آب رخ خود مگر برای شراب
  8. غزل شمارهٔ ۹۰۶ز بس به می شدم آلوده چون سبوی شراب
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.