پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۶۵

چون صنوبر بادپیما گر سراپا دل شود

میوه مقصود هیهات است ازو حاصل شود

می گدازد غیرت همچشم صاحب درد را

آب گردم چون به دریا قطره ای واصل شود

دار نتواند سر منصور را در بر گرفت

شاخ زندان می شود بر میوه چون کامل شود

حسن عالمگیر لیلی چون براندازد نقاب

دامن صحرا به مجنون دامن محمل شود

درشمار نقطه سهوست در دیوان حشر

خون گستاخی که داغ دامن قاتل شود

هر که بردارد سر از نخوت ز پای اهل فقر

خاک چون شد کاسه در یوزه سایل شود

همچو چشم بد بلایی نیست حسن و عشق را

در میان بلبل و گل شبنمی حایل شود

خوش عنانی لازم دیوانگی افتاده است

بید مجنون از نسیمی هر طرف مایل شود

پرده وحدت مقام نغمه منصور نیست

بی محل چون مرغ بر آهنگ زد بسمل شود

سیل دریا دیده هرگز برنمی گردد به جوی

نیست ممکن هر که مجنون شد دگر عاقل شود

می زند صائب به چوب دار حدش روزگار

از می منصور هر کس مست و لایعقل شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۶۷هر سبک‌مغزی که غافل شد ز دل باطل شود
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۶۸جزرخش کز وی زمین و آسمان پر گل شود
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۶۹ساغر می دور از آن لبها اگر یک دم شود
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۷۰کی به وصل از سینه عاشق تمنا کم شود؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۷۱نیست ممکن هر که تنها شد حضورش کم شود
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۷۲حاش لله از ملامت شوق جانان کم شود
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۷۳گفتگو از عقد دندان گوهر غلطان شود
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۷۴حسن چو بی پرده شد دلها به خون غلطان شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.