پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۶۰

عشق راهی نیست کان را منزلی پیدا شود

این نه دریایی است کاو را ساحلی پیدا شود

سال‌ها باید چو مجنون پای در دامن کشید

تا ز دامانِ بیابان محملی پیدا شود

وحشتِ تنهایی از هم‌صحبتِ بد خوش‌ترست

سر به صحرا می‌نهم چون عاقلی پیدا شود

می‌توان سال‌ها با دام و دد محشور بود

می‌خورند بر یکدگر چون جاهلی پیدا شود

نعل وارون و کلید فتح از یک آهن است

تن به طوفان می‌دهم تا ساحلی پیدا شود

گر کند غربال صد ره دورِ گردون خاک را

نیست ممکن همچو من بی‌حاصلی پیدا شود

رتبهٔ گفتار ما و طوطی شیرین زبان

می‌شود معلوم اگر روشندلی پیدا شود

تخم در هر شوره‌زاری ریختن بی‌حاصل است

صبر دارم تا زمین قابلی پیدا شود

هیچ قفلی نیست نگشاید به آه آتشین

دامن دل‌گیر هر جا مشکلی پیدا شود

گوهر خود را مزن صائب به سنگ ناقصان

باش تا جوهرشناس کاملی پیدا شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۶۲در جهان بی نیاز خاک سیم و زر شود
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۶۳بر سبکروحان چو عیسی سوزنی لنگر شود
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۶۴هر دلی کز عشق گوهر آب شد، گوهر شود
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۶۵چون صنوبر بادپیما گر سراپا دل شود
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۶۶هر که در راه طلب صادق بود واصل شود
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۶۷هر سبک‌مغزی که غافل شد ز دل باطل شود
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۶۸جزرخش کز وی زمین و آسمان پر گل شود
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۶۹ساغر می دور از آن لبها اگر یک دم شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.