پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۸۶

مردم بیدرد را دل از شکستن ایمن است

گوشه این فرد باطل از شکستن ایمن است

با دل آگاه دارد کار عشق سنگدل

بیشتر دلهای غافل از شکستن ایمن است

دانه نشکسته می دارد خطر از آسیا

تا درستی نیست با دل از شکستن ایمن است

در گذر از پیکر خاکی که کشتی در محیط

تا نیارد رو به ساحل از شکستن ایمن است

چون به هم پیوست دلها سد آهن می شود

توبه یاران یکدل از شکستن ایمن است

عشق کار مومیایی می کند با رهروان

پای هر کس شد درین گل از شکستن ایمن است

پرده شرمی اگر با آفتاب جود هست

رنگ بر رخسار سایل از شکستن ایمن است

محو نتوان کرد از دل پیچ و تاب عشق را

تا قیامت این سلاسل از شکستن ایمن است

هر کجا صائب شود ستاری حق پرده پوش

رنگ دعویهای باطل از شکستن ایمن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۸۸نازک اندامی که عالم تشنه آغوش اوست
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۸۹آن که چاک سینه ام از غمزه بیباک اوست
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۹۰آن که داغ لاله زار از روی آتشناک اوست
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۹۱دیده هر کس که حیران است در دنبال اوست
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۹۲افسر سر گرمی مهر از فروغ جام اوست
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۹۳نقطه خالش که نه پرگار سرگردان اوست
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۹۴خط عنبر بار گردی از بهار حسن اوست
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۹۵آفتاب آتشین رخسار، داغ حسن اوست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.