پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۷۸

هر چه دارد در خم سربسته گردون از من است

می به حکمت می خورم، جای فلاطون از من است

تا خم می در زمین خانه ام در خاک هست

عشرت روی زمین با گنج قارون از من است

نیست چون عنقا ز من جز نام چیزی در میان

خود پرستش می کند خود را و ممنون از من است

از تلاش قرب ظاهر با خیالش فارغم

لفظ از هر کس که خواهد باش، مضمون از من است

خلوت اندیشه ام چون غنچه لبریز گل است

خار دیوارست هر نقشی که بیرون از من است

باده پر زور در مینا سرایت می کند

این که پیراهن درد هر صبح گردون از من است

اهل معنی می زنند از غیرت من پیچ و تاب

مصرعی را می کند گر سرو موزون از من است

با جنون شهری من برنمی آید کسی

در بیابان این چنین سرگشته مجنون از من است

بوی خون می آید از تیغ زبان بلبلان

ورنه می گفتم که روی باغ گلگون از من است

می زنم نقش دگر بر آب در هر دم زدن

رنگ دریای سخن صائب دگرگون از من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۸۰کاسه سر را خطر از مغز پر جوش من است
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۸۱آبروی حسن از مژگان نمناک من است
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۸۲کعبه عشقم، بلا ریگ بیابان من است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۸۳خاکساری تا دلیل جان آگاه من است
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۸۴عالم مکار با ارباب عقبی دشمن است
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۸۵با حجاب جسم خاکی جان روشن دشمن است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۸۶مردم بیدرد را دل از شکستن ایمن است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۸۷هر که چون بلبل درین گلشن اسیر رنگ و بوست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.