پرش به محتوای اصلی
ادیب صابر ادیب صابر

قطعات

شمارهٔ ۴

او شد جوان و آه جوانی من برفت

یاقوت من زرفتن او کهربا شده است

تا در هوای عالم پیری فتاده ام

شخصم ضعیف گشت و دلم در هوا شده است

غم شد جوان چو روز جوانی من برفت

شادیم پیر گشت و نشاطم هبا شده است

آبی که روی من ز جوانی گرفته بود

در چشمم آمده ست و ز رویم جدا شده است

زین پیش عشق زلف دو تا بود در دلم

آن عشق هیچ گونه ندانم کجا شده است

پر گرد آسیاست سر من ز روزگار

این گشت روزگار مگر آسیا شده است

آن دلبری که دم نزدی بی وفای من

اکنون وفای او همه بر من جفا شده است

پیری پیام گوی من آمد که بیش از این

زلف دو تا مجوی که پشتم دو تا شده است

بر من جوانی من چون خود وفا نکرد

او نیز چون جوانی من بی وفا شده است

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶زهی یافته دین و دولت زتو
  2. شمارهٔ ۷روز می خوردن به دوزخ رفتی ای اخطی ز بزم
  3. شمارهٔ ۸به معالجت تن من زتو جز الم ندارد
  4. شمارهٔ ۹نیست ممکن که به وصل تو رسد کس به شتاب
  5. شمارهٔ ۱۰ز روزگار حذر کن ز کردگار بترس
  6. شمارهٔ ۱۱گیرد قدر عنانش و بوسد قضا رکاب
  7. شمارهٔ ۱۲شعر است و بس که خواندن او نام مرد را
  8. شمارهٔ ۱۳کهتر و مهتر از وضیع و شریف
همه‌ی قطعات ←

ادیب صابر درباره‌ی ادیب صابر

شرف‌الادباء شهاب‌الدین ادیب صابر بن ‌اسماعیل ترمذی (کشته شده به سال ۵۴۶ هجری قمری) از شعرای عهد سلجوقی و خوارزمشاهی بود. اصل وی از ترمذ بود و شاعری او هم در آن شهر شروع شد. ولی بعدها در نواحی دیگر مانند مرو، بلخ و خوارزم روزگار گذرانید و به مدّاحی سنجر پرداخت. سنجر او را به رسالت نزد اتسز خوارزمشاه فرستاد. او چندی د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.